دهه محرم...
سلام پسر زیبای من
امروز9مهرماه 1396 و دهم محرم ماه هست ...بابا امروز سرکار بود و من ومخصوصا مامان فرحنازهم دوست داشتیم تو رو ببریم بذاریم توی گهواره حضرت علی اصغر...چون اولین محرمت هست ...و خلاصه امروز صبح با باباجون (بابای من)رفتیم ...نزدیکه شاهچراغ بود که یه گهواره دیدیم و تورو گذاشتیم داخلش ....بیدار بودیاااا...اما خیلی سریع خوابت برد...این واسه من بامزه بود...خداروشکر ...این هم از خاطره دهم محرم ماه...ایشالا سالم باشی در پناه خدا
یا علی!

امروز صبح آماده برای رفتن



میبینی بیدار بودی




اینجا دیگه خوابت برد






امروز9مهرماه 1396 و دهم محرم ماه هست ...بابا امروز سرکار بود و من ومخصوصا مامان فرحنازهم دوست داشتیم تو رو ببریم بذاریم توی گهواره حضرت علی اصغر...چون اولین محرمت هست ...و خلاصه امروز صبح با باباجون (بابای من)رفتیم ...نزدیکه شاهچراغ بود که یه گهواره دیدیم و تورو گذاشتیم داخلش ....بیدار بودیاااا...اما خیلی سریع خوابت برد...این واسه من بامزه بود...خداروشکر ...این هم از خاطره دهم محرم ماه...ایشالا سالم باشی در پناه خدا
یا علی!

امروز صبح آماده برای رفتن



میبینی بیدار بودی


اینجا دیگه خوابت برد






مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دهه محرم...
